مؤلف مجهول
90
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
ارغو ملك گرجستان را شكست . چهار پاره شهر ايشان را ستد . جلال الدين خوارزمشاه كه حكايت او را پيش ازين گفته بوديم با لشكر گران آمذ . شكسته شذ . پسران جلال الدين خوارزمشاه بعد از يك سال لشكر آورد [ ند ] . مقابل شدند . سلطان [ آنان ] را نيز شكست . سلطان بسيواس آمد . از آنجا بقونيه آمذ . باز پسران جلال الدين لشكر گران آوردند . ولايت ارمن را و اخلاط « 1 » و ارزن الروم قتل [ و ] غارت كردند . [ گ 22 آ ] خبر بسلطان رسيذ . لشكر كشيد . ايشآن را شكست . اسير كرد . اميران شفآعت كردند از آن كران قلعه خربيرت « 2 » و پالو « 3 » شانزده پاره قلعه را فتح كرد آن سنور « 4 » را بسيف الدين سنقر لالا داد . اميران شام اتفاق كرده لشكر كشيده قصد روم كردند . سلطان بده هزار مرد مقابل شام شذ . صد و هفتاد مرد بوذ . بغايت مردان گزيده بودند . سلطان نزديكى سرماريه برايشان زد . قتلى شذ نتوان وصف كردند . اميران شام رو بگريز نهادند . دو روزه راه در پى كرد . چهل هزار « 5 » امير گرفتار كرد . همه را سياست فرموذ كه شما از زمان اجداد ما خيانت مىورزيد . امان خواستند . جمله غلامان و اميران را اقطآع داذه بوذ . بسگبانان اشارت كرد كه خراج شام و مصر جامگى « 6 » شما باشد . مغل لشكر كشيذ . سلطان تا بدر ارزن الروم برابر رفت . ملوطاى [ و ] منگوتمور رآ [ كه ] پسران هلاءو « 7 » [ هولاكو ] بودند ، پوست كنده پر كاه كرد . بولايت بالا فرستآد . قتلى كرد از مغل ، كه هرگز كسى نشان نداد . بيست هزار بار به مغل
--> ( 1 ) . اصل : خلاط . ( 2 ) . بعقيده ياقوت اسم عربى شهر ارمنىنشين « خرتپرت » بوده كه امروزه آن را خرپوط يا خرپورت گويند . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 125 . ( 3 ) . امروزه در تركى بالو است . ( 4 ) . اصل : سينور ، سنور در تركى به معناى سرحد است sinir . ( 5 ) . اصل : چهل و هزار ، در ترجمه تركى هزار و چهل آمده است . ( 6 ) . جامگى به معناى حقوق و مستمرى و مواجب است . ( 7 ) . اصل : هلاءو ؛ هولاكو به زبان مغولى از ريشهء « هولا » يا « اولا » مىآيد كه به معناى « موجود ما فوق » است . به فارسى هولاكو گويند . رنه گروسه ، امپراطورى صحرانوردان ، ترجمه عبد الحسين ميكده ، انتشارات علمى و فرهنگى ، سال 1368 ، چاپ سوم ص 575 .